سيد محمد كمره اى
288
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خودش مىدانست و مىداند . من مدتها زحمت كشيدم و به شاه عرض نمودم كه من به واسطه رفتوآمد با شما مورد حملات و نسبتهاى افتراآنه مردم به واسطه رقابت يا حسادت شدهام و از شما هم هيچ منتفع نشدهام و اگر چيزى براى شما ضرر نداشته باشد و براى ما نفع داشته باشد شما هم نبايد مضايقه نمائيد و او عمل محبوسين است ، چون آنها كه مجازات نمىشوند ، پس بهتر اين است آنها را عفو عمومى بدهيد . اينقدر شد كه با مجالس متعدده شاه را حاضر نمودم كه ضديت ننمايد . بعد شاه گفتند كه من نبايد آنها را مجازات يا مستخلص نمايم . هرچه بايد بشوند با عدليه و هيئت دولت است . آنها بايد بكنند . شاگردى ناصر الملك نصرت الدوله گفت چون شاه شاگرد ناصر الملك بوده نمىخواهم كارى كه محل اشكال وقتى باشد به اسم خودش كرده باشد . همينقدر من راضى كردمش كه اگر دولت پيشنهادى نمايد شاه ضديت ننمايد و قبول بكند . اينقدر كار بيشتر از من نمىآيد و حال آنكه شاه به قدرى با آنها بد بود كه ويستادهل را خودش بدون اينكه از مجراى دولتى بخواهد ، مىخواست و صحبت مىكرد و مطالب آنها را مىپرسيد . تمام دوسيه آنها را شخصا خودش خوانده و ديده . هيچ استبعادى نداشت كه به ويستادهل بگويد آنها را در محبس تلف نمايند . معذالك به واسطه اقدامات من ، شاه قدرى از ضديت با آنها منصرف شده اما خودش ديگر ابتداء اظهار عفو نخواهد كرد ، مگر پيشنهاد از هيئت وزراء بشود و او دستخط نمايد . حال اگر اين وزراء سركار خواهند بود كارى بكنيد كه آنها اين پيشنهاد را بنمايند ، اما اسم من برده نشود كه او نزد شاه كار مىكند [ چرا كه ] به واسطه ضديت با من اقدام نخواهند كرد و اگر كابينه منحل خواهد شد صبر نمائيد تا كابينه ديگر بيايد سركار . بعد نيم از ظهر بلند شده به خانه آمده مشغول قرآن و تحرير و چيدن زردآلو شده تا ساعت چهار به غروب حركت بهسمت صلحيه كه احضارم نموده بود ، سه ربع معطل تا آقا شيخ محمد تقى آمد . قاضى صلح اظهار داشت كه رأى محكمه بر اين شده كه شما مسئول حق الجعاله هستيد و بايد در ماهيت دعوا داخل شويد . حال اگر مدعى عمل نكرده يا حق الجعاله او را دادهايد بيان نمائيد .